خرید بک لینک

درباره سایت

جوک و پیامک

مدیر وبلاگ : عباس سلمانپور

امکانات وب

شیخ عاشق شد و غم معشوقه اش ،مریدان را از خاطرش دور کرد و آنان را تنها گذاشت ..!

برچسب: نویسنده: عباس سلمانپور تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1391 ساعت: 23:39

در روزگاران غدیم ،شیخِ گــُه خوری بود که همواره هنگام ریدن ،زیر باسن خود ظرفی گذاشتندی و پس از اتمام کارش ،شروع به گه خوری کردندی!

روزی مریدان به طور اتفاقی او را در حال انجام این کار بدیدند ،ورا گفت : یا شیخ! آیا مدفوع انسان غابل خوردن است؟!

شیخ با خود کمی فکر کردندی {پس از لحظه ای بالای سرش لامپی روشن میشود} و زان پس تصمیم گرفتندی که گــــُـــه نخورد.

نتیجه اخلاقی : پس بیاییم گه خوری نکنیم چرا که گه غیلی عن است!

برچسب: نویسنده: عباس سلمانپور تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1391 ساعت: 23:39

لامصب هروخت غذا کمه ،خعلی می چسبه!

برچسب: نویسنده: عباس سلمانپور تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1391 ساعت: 23:39

غصه هایم از من بیزارند ،بس که آنها را خورده ام ..!!

برچسب: نویسنده: عباس سلمانپور تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1391 ساعت: 23:39

ای کاش ،کاش هایم تمام می شدند ..!

برچسب: نویسنده: عباس سلمانپور تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1391 ساعت: 23:39

عشق باید عین عَــنِ یبوستی باشه ،که به این راحتی ها نره بیرون از جایگاهش ..!!

برچسب: نویسنده: عباس سلمانپور تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1391 ساعت: 23:39

مُجـــــــــرم : عاشــــــــــق


جـــــــــُــرم : عشـــــــــق


حـــــــــُــــــکم : خفقــــان

برچسب: نویسنده: عباس سلمانپور تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1391 ساعت: 23:39

تصویری واقعی از یک ساک زنِ حرفه ای!

برچسب: نویسنده: عباس سلمانپور تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1391 ساعت: 23:39

- آقا دوماد چکارن؟
+ زهر مار خب شوما یکم از دخدرتون بگین همش ما گفتیم! :|
-:|

برچسب: نویسنده: عباس سلمانپور تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1391 ساعت: 23:39

هــا ها هــاها هـــا هــــــــــــــــاو !

[ استاد شجریان - در حال گرم کردن صدای خود در استودیو ]

برچسب: نویسنده: عباس سلمانپور تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1391 ساعت: 23:39

3p طنز (سر63)



چند سال پیش پدر شوهر عمه م فوت کرده بود و ما رفته بودیم تبریز برای مراسم.

تو مسجد که بودیم عمه م دم در وایستاده بود و از مهمونا تشکر میکرد و

گریه میکرد.یکی از مهمونا موقع خداحافظی عمه مو بغل کرد و عمه م

حواسش نبود و دماغشو با روسری اون خانومه پاک کرد.

ما دیگه مرده بودیم از خنده!!!!
.
.
.
.
ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﻫﺎ ﺩﺭ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺗﻮ ﻟﮑﺴﻮﺱ، ﺑﻨﺰ ﻭ ﺑﯽ ﺍﻡ ﻭ ﺩﺍﺷﺘﻦ،

ﺍﻻﻥ ﻣﻦ ﺗﻮ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﺩﺍﺭﻡ!

ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺳﺎﻝ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺲ ﺭﻭ ﺭﻭﯼ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ :|
.
.
.
.
یـﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ …

برم ایتالیا از اونور برم لندن برم آکادمی گوگوش بعد خیلی راحت برم تو ۱۰نفر اصلی و

پدیده امسال لقب بگیرم

بعد که کار به رای گیری مردم و ۱۰ نفر پایانی میرسه.

شب پایانی خودم بگم که من خودم میکشم کنار به نفع بچه ها

خلاصه از اینطرف هومن خلعتبری بیاد بگه نه ادمین جان، عکدمی بدون تو معنی نداره امسال.

بعد من بزنم رو شونه هاشو بگم هومن جان به سر بی موت قسم من واسه شهرت نیومدم

اینجا من واسه اینکه ارزشهامو تثبیت کنم اومدم.

بعدم سرکچل هومنو ببوسم وتا میام برم تو افق محو شم یهو سالی تالک بگه بیا

برا پشت صحنه آکادمی و من بگم نیازی نیست سالی

من خیلی وقته تو این زندگی به پشت صحنه اش رسیدم و برم که برم.

و گوگوش تا اخر عمرش حسرت چنین شاگردی رو دلش بمونه …

شاید بگید چرا رفتم ایتالیا و بعد رفتم لندن ، نه ایندفه نکته انحرافی نیست

بلیت مستقیم لندن گیرم نیومد مجبور شدم میفهمی مجبور!
.
.
.
.
طرف آخر عمری بچه هاشو جمع کرد تا براشون وصیت کنه.

گفت : فرزندانم با هم متحد باشین چون یک دست صدا نداره ؛

بعد بچه هاش همه بشکن زدن یارو ضایع شد آخر عمری!
.
.
.
.
ﯾﮑﯽ ﺑﯿﺎﺩ ﭘﻮﺷﮏ ﮐﻮﺩﮎ ﺩﺭﻭن منو ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻪ ؛

ﻣﻦ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ؛ ﮔﻨﺪ ﺯﺩﻩ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩم !!!
.
.
.
.
مهم ترین فانتزی زندگیم اینه که یه روز منو بفرستن کره جنوبی فقط 48 ساعت بهم وقت بدن

تمام چیزایی که توی این چند سال می خاستم از اینترنت دانلود کنم ولی به خاطر سرعت

پایین نتونستم رو ؛ دانلود کنم برگردم.

به خدا بر می گردم :(
.
.
.
.
طرف به انگلیسیه میگه اسمت چیه؟میگه وات هستم ، جیمز وات...

انگلیسیه میپرسه اسم تو چیه؟ طرف میگه باس هستم ، عـَب باس!

:))))
.
.
.
.

برچسب: نویسنده: عباس سلمانپور تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1391 ساعت: 2:13


جوک های جدید و خنده بازار اسفند ماه

ﻫﯿﺸﮑﯽ ﻫﻢ ﻋﺎﺷــــــــﻖ ﻣﺎ ﻧﻤﯿﺸﻪ…!.

.

.

ﺣﺎﻻ ﺧﻮدم ﺗﻨـــــﻬﺎ ﺑﻤﻮﻧﻢ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺘـﺎ
ﺑﻪ ﻓﮑﺮ اﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﮐﻤـــــﺎﻻﺗﻢ ﮐﻪ دارﻩ ﻫـــﺪر ﻣﯿﺮﻩ…



ما خونوادگی قرار گذاشتیم امسال عید با تخمه از مهمونامون پذیرایی کنیم بعد هرکی بچه خوبی بود و تخمه نخورد یه پسته بهش جایزه بدیم
پسته کیلویی شصت تومن شوخی نیست که والا !

اطلاعیه کاملا جـــــدی !

افق به شرط چاقو…
نون خشک بیار افق ببر…
اعتبارتو با ١۴٩ بزن ٢٠% افق هدیه بگیر…
با ارسال پیامک به ۴٧۴٧ شانس خودتونو برای برنده شدن افق فانتزی امتحان کنید…
افق فرسوده خریداریم…
یک قطعه افق کلنگی فروش یا معاوضه…
هرچی میخوای ببر ولی افقو با خودت نبر…!
افقیه افــــــــــق!!


برچسب: نویسنده: عباس سلمانپور تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1391 ساعت: 2:13

اس ام اس های جدید خنده دار

کمی لبخند 17


تو این زندگی نصف عمرمون به فکر کردن راجع به یکی دیگه گذشت.

نصف دیگشم برای پیدا کردن سر چسب نواری!!!
مخالفی؟قبول نداری آیا؟؟؟
*
*
به یارو میگن امتحان رانندگی قبول شدی ؟
میگه معلوم نیست ماشینو زدم تو دیوار ، سروان رفته تو کما
منتظرم برگرده ببینم چی میشه !
*
*
خاطرات تلخ آزارم ميدادند...
آنها را به شركت glx سپردم...
به راحتي از ذهنم بيرون آمدند و راحت شدم !!!!
*
*
یکی از فانتزیام اینه که دارم با یه پراید هاچ بک گوجه ای از افق میام خونه و دستم تو دماغمه و بینیمو در میارم گیلی گیلی میکنم و میندازمش تو خیابون بعد یهو گوشیم زنگ میخوره منم تبلت جدید اپلمو از تو جیب شلوار کردیم که 1600 تا پیلیسه داره در میارم و میگم بنال :))
بعد اون یارو میگه بهتره خودتو از این بازی بکشی بیرون :))
میگم کدوم بازی کککصصصاااااااافططط :))
میگه همون بازی کثیف :))
بعد من متوجه میشم وارد یه بازی کثیف شدم و سریع گوشیمو قط میکنم و میرم تو یه حموم عمومی خوب خودمو میشورم که از این بازی کثیف بیام بیرون:)))))
بعد دوباره یارو زنگ میزنه ازم تشکر میکنه و میگه ولی خداییش گوشیت خیلی زاقارته بهتره یه گوشی جی ال ایکس بگیری بعد من یه نگاه عاقل اندر سفیه بهش میکنم و میگم داداش شلوار کردی مال همچین موقعیتاییه دیگه :))
خداییش اون صبر و حوصلتون تو حلقم ینی بازم میخواین ادامه بدم....:))
*

*

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮐﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﭘﺮﺍﯾﺪﻡ ﺑﻮﺩﻡ
ﭘﺸﺖ ﭼﺮﺍﻍ ﻗﺮﻣﺰ ﮐﻪ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ
ﺑﻐﻠﻢ ﯾﻪ”BMV X3″ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ
.
.
ﺩﯾﺪﻡ ﺭﺍﻧﻨﺪﺵ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺑﻐﺾ ﻭ ﺣﺴﺮﺕ ﺑﻪ
ﻣﺎﺷﯿﻨﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﻣﻨﻢ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻧﯿﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﺁﻣﯿﺰ ﻭ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪ
ﻋﯿﻨﮏ ﺩﻭﺩﯾﻤﻮ ﻭﺭﺩﺍﺷﺘﻤﻮ ﺷﯿﺸﻤﻮ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﺎﻻ،
ﭼﺮﺍﻍ ﮐﻪ ﺳﺒﺰ ﺷﺪ ﻭ ﺍﻭﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﻬﻢ ﻧﮕﺎﻩ
ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺑﺎ ۲۰۰ ﺗﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺍﻓﻖ ﻭ…





♣♣♣♣♣♣♣♣






سکوتم از رضایت نیست
.
.
.
.
اینترنتم هى قطع میشه :|

برچسب: نویسنده: عباس سلمانپور تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1391 ساعت: 2:13


3p طنز (سری54)





یبارم با خانواده رفتیم قبرستون یه نفر اومد خرما تعارف کرد،

بابای ما هم حواسش نبود حالش بد بود گفت مبارک باشه!

بعدش اومد مثلا جمعش کنه گفت خونه جدیدش منظورم بود :))

مارو میگی =))

خانواده مرحوم :| :@

بابای ما :| :((
.
.
.
.
پراید هم نشدیم یه شبه این همه طرفدار پیدا کنیم :))
.
.
.
.
این دخترا انقـــــــد single اند که اگه با 7 نفرم relation بزنن باز سینگل میمونن!

یه همچین عادم های تنهایی هستن :))
.
.
.
.
ما تو بچگيمون دكتر بازى مى كرديم بخدا فقط در حد معاينه بود ...

امروز يه جايى بودم در اطاقو كه باز كردم ديدم دارن عمل جراحى ميكنن كصافطا :)))
.
.
.
.

برچسب: نویسنده: عباس سلمانپور تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1391 ساعت: 2:13

tyle="text-align: center;">خنده بازارlimitlesse (سری30)


ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﻫﻢ ﻧﺮﯾﻦ ﺗﻮ ﺍﻓﻖ |:

ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎ ﻗﺎﻃﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﮐﺼﺎﻓﻄﺎ |:
ﯾﮑﯽ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺷﺪﻩ
:))))
.
.
.
.
.
.
پسر عموم استاد دانشگاهه ، استاتوس داده…شاگردام ازم نمره میخوان چکار کنم؟
منم زیرش کامنت گذاشتم به عمه مون فکر کن…
تا حالا ۱۸۳ تا لایک گرفتم از دانشجوهاش
.
.
.
.
.
.
داداش هـــمه که مِثـــه ما شـــــاخ نیـستــن!!
مکالمه بین 2 پسر فیس بوکی که خیلی باهم حال میکنن :))
.
.
.
.
.

.


برچسب: نویسنده: عباس سلمانپور تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1391 ساعت: 2:13

صفحه بندی